تبليغاتX
***** ستاره *****
پرواز در عالم خیال
 دنیای کوچیک این روزام
 

باران و ابر و اسمان در فصل زیبای بهاران دست در دست هم چه شگفتی ها که نمی افرینند

گرفتگی و سنگینی هوا تا قبل از بارش چه حس غریبی به ادم می ده و اما بارش نم نم بارون که به ارومی قدم پشت پنجره ی خونمون می ذاره و پاورچین پاورچین رو لب پنجره و شیشه جا خوش می کنه و بجای دلای تنگمون هی می باره و هی می باره...

ارامش و سکونی که در این زمان به ادم دست می ده چقدر ستودنیه

دستاتو می بری زیر بارون اونم از پنجره یا در هال نیمه باز خونه تا حسابی بارونو لمس کنه

بعدشم که بارون وامیسته دیگه باز تابلویی جلو چشات ظاهر می شه :

از طراوت هوا تا شستشوی زمین

از جاری جوی های کناره خیابون تا شکفتن غنچه های تو باغچه ی حیاط

از خنکای نسیم پس از بارش تا رقص برگ برگ درختان و اواز زیبای پرندگان بهاری:

چلچله خوش الحان و بلبل ریزه میزه ی خاکی رنگ خوش خوان و قناری های خوش اواز و طوطی های زیبای ظریف خاصی که اینجا گاه به چشم می خوره و مرغ مینای سیه چرده نوک قرمزی خوش مشرب و نسبتا اجتماعی اونم چندتا چندتا و از همه ی اینها که بگذریم کبوتران طوق دار رنگارنگ چاق تپل که هیچ کسی بهشون چپ نگاه نمی کنه،همه و همه تو ارتفاعات رو ساختمونا و دار و درختا اشیون دارن و از این سو به اون سو پر می گیرن و گنجیشگای کوچولو که دارن پروازو یاد می گیرن از ماماناشون و هی جیک جیک یا جیغ جیغ می کنن...

گاه همه ی اینها در یک روز به طرز عجیبی دست به دست هم می دن و در این موقع اوازشون واقعا شنیدیست درست بمانند یک ارکستر بزرگ و برنامه ریزی شده که در نهایت نظم یه سنفونی زیبارو به اجرا در میارن

اهان یادم رفت بگم تو تمام اینا یه پرنده ی بی خیال خوش شانس هم به وفور دیده می شه که عمرش شاید از همه ی اینا بیشتره و اونم یا کریم هست که نه اواز درست حسابی می خونه که البته همونم خودش شنیدن داره و به ادم یه حس غریبی می ده و نه هنر و زیبایی خاصی ولی در سایه ی باقی پرنده ها زندگی به مراد می کنه:))

البته اگه کلاغای سیاه سوخته ی بد صدارو تو امار پرنده های من نیاریم

می بینین من چقد پرنده دارم اونم میون این همه اپارتمانای بلند بد قواره ی اهنی و اجری که روی هر چی درخت بلندی هستو سفید کردن

باورتون نمی شه عاشق این خیابونم با این همه دار و درخت و سر سبزی و البته ساختموناشم به خیابونش میان و ناگفته نمونه از این بالا هنوز خونه هایی با سقف های شیروونی قدیمی به چشم می خورن که توش ادم زندگی می کنه و چون بین ساختمونای مرتفع و همچنین درختای بلند سبز پر برگ قرار گرفتن به چشم نمیان

در کمال تاسف یکیشون که از اینجا گاهی با تحسین نیگاش می کردمو کوبوندن تا بسازن:( 

"ستاره"

|+| نوشته شده توسط * در شنبه 1391/02/16  |
 این روزا
 

این روزا خیلی به دردم میخوره :

خدایا عطایم فرما...

آرامشی تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که می توانم

دانشی تا بدانم تفاوت آن دو را...

 

|+| نوشته شده توسط * در سه شنبه 1391/02/05  |
 ایینه

 

 

http://www.taknaz.ir/ax1/251/15.jpg

دل من می فهمد

خنده ی غنچه به روی شبنم

که به هر صبحدمی

می نشیند روی گلبرگ تن نازک او

می تراود گل را

می نوازد شب بو

می شود ایینه ای

از برای رخ هفت رنگ گلی

می دود داخل هر رگبرگی

از میان دل خاکی که فرو رفته در آن

اندک اندک آرام...

دل من می فهمد

این سکوت شب را

که ز آوای بلند غوکان

می شکافت آرام

سینه ی خفته به هر انجمنی

می دمد ساز غریبش تا جان

می نشیند آرام

بر تن خفته ی هر انسانی

تا که بیدار کند

کالبد خسته ی تن را به سحر

تا فروزان بنماید هر صبح،قبل طلوع خورشید

خانه ی اهل دلی...

دل من می فهمد

بارش باران را

که به صبحی،روزی،صبحدمی یا به سحر

در دل زرد کویر

ان دل خسته ز هجر رویش

که کند روز به شب

در پس ایینه ای

که غباری جانکاه

بنشسته بر سراپای تنش

و نگاهی به بلندای شب سرد کویر

تا که شاید روزی

نرم نرمک بنشیند باران بس ارام

بر تن زرد و ترک خورده ی او

تا که ارام بشوید شاید

ان تن خشک و بیابان زده اش

تا مگر تازه شود

با نگاهش از دور یا نزدیک

از پس ایینه ای که دگر

نه غباریست بر آن

و نه دیگر هرگز

رنجش و هرمانیست

زان رخ گلگونش...

از"ستاره" 

 برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید  نام:  t86yxx.jpg مشاهده: 3396 حجم:  45.9 کیلو بایت

|+| نوشته شده توسط * در شنبه 1391/02/02  |
 
 
بالا